شيخ حسين انصاريان

138

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

دين او گشت ناسخ اديان‌شد رسالت بر آن جناب تمام صلوات و درود بى پايان‌باد بر مصطفى و آلْ مدام واسطهء فيض خدا پس محمّد محمود صلى الله عليه و آله كه ما را پيشواى سعيد و خدا را نبىّ مسعود است ، واسطهء فيض خداست و حق‌پرستان روشندل را از فيض بركاتش فيض‌هاست . اگر سر در پى حضرتش نهيم و بر خاك آستانش جبين ساييم ، حقّاً به حقيقت حيات دست يابيم و در ايوان سعادت پاى گذاريم ، امّا نه از سر مجرّد لفظ ، بلكه با تمام كمال عقيدت و كمال تمام عمل ، بدين سان كه از صفاى دل با قصد قربت بر وجهى كه ما را تعليم نموده خدا را عبادت كنيم و به گونه‌اى كه به ما دستور داده و براى ما بيان فرموده آهنگ زندگىِ واقعى ساز نماييم . احكام آيين مقدّسش را در عمل آوريم و بر طبق برنامهء كتاب اشرف اقدسش كه واپسين كتاب خدا و آخرين نسخهء توحيد و سعادت براى حق طلبان در راه هدى است ، يعنى بر وفق برنامهء قرآن كريم و ذكر حكيم عمل كنيم و به موجب علم و عمل و اعتقاد و تحقّق دريابيم كه آنچه حاصل دارد عمل صالح است با پشتوانهء ايمان خالص بر پايهء استوار محبّت مصطفى و آل مصطفى كه جملگى خدا را مرتضايند و در بين خلق خدا مجتبى كه صحبتشان بركت است و اطاعشان آيت سعادت ، مودّتشان ذخيرهء مشهد مقدّس است و محبّتشان دستمايهء بازار قرب ، ورنه جز اين هيچ در هيچ است و هر آنچه در خاطرت چيزى نمايد و به حسابى آيد ناچيز است و سراب و سرمايهء بازار كاسد است و تخته پاره‌اى بر گرداب ؛ و چون پرده بر افتد نيك بدانى كه هر چه جز اين عمر گذاشته‌اى به تباهى رفته و در عرصهء باطلْ نقد حيات باخته‌اى .